10 فروردین 1386
نشريات و سازمان های زنان در ايرانِ 1298 تا 1311
اليز ساناسايان: جنبش حقوق زنان در ايران، ترجمه ی نوشین احمدی خراسانی، اختران، تهران، 1384، صفحات 57 تا 70.
اولين نشريه ی زنان كه در سال 1298 به طور مرتب به چاپ می رسيد دانش نام داشت. اين نشريه توسط انجمنی از زنان منتشر می شد و سردبير آن هم خانم دكتر كحال بود.
يكی ديگر از قديمی ترين نشريات زنانه يعنی شكوفه نيز به سردبيری مريم عميد در سال 1291 منتشر شد و سه هدف عمده ی آن: تشويق به استفاده از هنرهای دستی خانگی، رشد مهارت های فنی و ارتقای آموزش زنان بود.
زبان زنان كه از 1298 در اصفهان منتشر می شد، نشريه یی بود كه وضعيت زنان را در ايران به صراحت مورد انتقاد قرار می داد و اولين نشريه ی زنانه بود كه به نام منتشر كننده ی آن يعنی صديقه دولت آبادی مجوز انتشار گرفت. در جايی خانم دولت آبادی اظهار داشته كه مشاهده ی ازدواج های اجباری دختران 8 تا 9 ساله در اصفهان انگيزه ی مهمی برای فعاليت های او بوده است. صدیقه دولت آبادی زنان را در محلات سازمان دهی كرد و تلاش كرد تا از طريق نشريه اش فعاليت های آنان را هماهنگ سازد. يكی از اقدامات او متقاعد ساختن 40 زن به منظور استفاده از سرمايه های شان برای ايجاد كارگاه بافندگی در يزد، كرمان و اصفهان و استخدام زنان در آن بود.
از ديگر نشريات نامه ی بانوان به سردبيری شهناز آزاد بود كه در 1299 منتشر می شد. اين نشريه 3 روز پس از چاپ اولين شماره توقيف شد. البته نامه بانوان دوباره اجازه ی انتشار يافت. هدف نامه ی بانوان: بيداری و رستگاری زنان ستمكش ايران بوده است.
از ديگر نشريات زنان عالم نسوان نام داشت كه در سال 1300 در تهران به چاپ رسيد. عالم نسوان توانست طی دوره ای طولانی ( حدود 40 سال ) دوام آورد. فخر آفاق پارسا در مشهد نيز نشريه ای را به نام جهان زنان در سال 1300 به راه انداخت. اين نشريه به شكل هدفمند لحنی ميانه رو و متعادل در مورد آموزش و تحصيل زنان اتخاذ كرد.
« انجمن حريت زنان » در نتيجه ی بحث ها و برنامه ريزی عده ای روشنفكر زن و مرد در سال 1286 ايجاد شد. هر چند در اين انجمن هم زنان و هم مردان عضويت داشتند، اما هيچ مردی به تنهايی اجازه ی شركت در جلسات اين انجمن را نداشته و بايد همراه با يكی از زنان خویشاوند يا آشنای خود در اين جلسات شركت می كرد. جلسات اين انجمن در خفا و در خارج از تهران ترتيب داده می شد.
همه ی انجمن های زنان هدف اصلی شان تأكيد بر حقوق زنان نبود. برخی از آن ها مانند « انجمن مخدرات وطن » هدف اصلی اش استقلال ايران از تسلط خارجيان بود.
خواه اين تشكل ها فمينيستی بودند يا ديدگاهی ملی گرا داشتند با اين حال همه ی آن ها به موقعيت فرودست زنان معترض بودند. آن ها فقط روش شان برای تغيير وضعيت زنان متفاوت بود.
سازمان ديگری به نام جمعيت پيك سعادت نسوان وجود داشته كه اين جمعيت توسط شماری از زنان با انديشه ی چپ در رشت به سال 1306 ايجاد شد و هدف آن گسترش سواد آموزی و آگاهی در ميان زنان بود.
يكی از سازمان های شناخته شده ی زنان در تهران جمعيت نسوان وطنخواه ايران بود. اين سازمان در سال 1301 توسط تعدادی از زنان روشنفكر تأسيس شد و نشريه ای با نام نسوان وطنخواه نيز چاپ می كرد و تعداد قابل توجه ای از اعضای اين سازمان گرايشات چپ داشتند. اهداف اين سازمان آموزش دختران، گسترش صنايع ملی، تحصيل زنان، حمايت از زنان بی سرپرست و ايجاد بيمارستان برای زنان فقير بود. جمعيت نسوان وطنخواه تا 1311 به كارش ادامه داد. اين تاريخ نشان دهنده ی پايان دوران فعاليت های مستقل فمينيست های ايرانی است.
سازمان های ديگری كه در جنبش حقوق زنان بسيار فعال بود، « مجمع انقلابی نسوان » نام داشت. زندخت شيرازی در سال 1306 اين سازمان را در شيراز ايجاد كرد. هدف اين مجمع، رهايی زنان بود. زندخت شیرازی به مخالفت اش با شرايط فرودست و نازل اقتصادی ـ اجتماعی زنان با انتشار نشريه ای با نام دختران ايران در سال 11 ـ 1310 ادامه داد.
اكثر نشريات يا سازمان های زنان پس از جنگ جهانی اول فعال شدند، سه دليل برای اين مسئله می توان ذكر كرد:
نخست فقدان اطلاعات كافی قبل از جنگ است. توجيه ديگر فضای سياسی داخلی ايران است. همچنین سومين دوره ی شورای ملی در 1294 پايان يافت و چهارمين دوره نيز تا سال 1300 برگزار نشد. طی جنگ جهانی اول، ايران اساساً تابع مانورهای سياسي قدرت های خارجی بود. احتمالاً همين چند دستگی بود كه سيستمی به قدر كافی منعطف ايجاد كرد كه در آن گروه های زنان می توانستند قد علم كنند. سومين دليل تغيير و تحولات بين المللی در مورد مسايل زنان در آن زمان است. پس از جنگ جهانی اول بود كه جنبش حق رأی زنان به نقطه ی اوج خود رسيد. فعاليت به نفع حقوق زنان در سال 1298 با رهبری هدا شعراوی در مصر آغاز شد. او اتحاديه ی فمينيستی عرب را بنياد گذاشت كه بعدها با اتحاديه بين المللی برای حق رأی زنان شروع به همكاری كرد. مقارن با اين ها تلاش هایی در جهت مدرنيزاسيون ضد روحانيت و سكولاريزاسيون بر موقعيت زنان در تركيه تأ ثير گذار بود. موقعيت حقوقی زنان در اين كشورها، دركشور و نشريات زنانه ی ايران منعكس و مورد تحسين قرار گرفت.