8 فروردین 1386
روشنفکران رسمی و مردمی
علیرضا ثقفی: ماهنامه ی رونا، شماره 6، آذر 1385، صفحه 6.
علوم نظری بخصوص در نیم قرن اخیر به شاخههای مختلفی تقسیم شده است که میتوان آنها را بطور خلاصه در چند رشته نام برد. آنها بطور کلّی شامل، امور حقوقی، سیاسی، جامعهشناسی و روانشناسی میشوند و هر یک از آن ها در دهههای اخیر به بخش های مختلف تقسیم شدهاند، گسترش اطلاعات و بحثها در هر یک از آنها و تقسیم شاخههای مختلف هر کدام گاه آنچنان فهرست بلند بالائی را در بر میگیرد که دانستن عنوان های آن نیاز به تحقیق دارد.
گسترش بخش خدمات و امور نظری و گسترش نهادهای مختلف آن چنان مفاهیم و اصطلاحات خاص را بوجود آورده است که هر رشته دارای زبان و استعارههای خاص خود شده است. نسل جدیدی که وارد جامعه میشود گاه آن چنان در این مفاهیم و اصطلاحات گرفتار میشود که در پیداکردن جایگاه خود با مشکلات زیادی مواجه میگردد. در کنار آن نیروی کار جوامع سنتی و روستائی با واردشدن به جامعه شهری نیز درگیر پیچیدگیهای این زندگی میشود. هر نیروی کار سادهای که بخواهد وارد بازار کار شود، درگیر قوانین و مقررات متغیر و ثابت میشود. حوزه قوانین کار و تأمین اجتماعی و دریافت حقوق آن قدر وسیع است که برای آگاهی از میزان ارزش نیروی کار خود بایستی بسیاری چیزها را بداند. قطعاً دانش این مسائل که در ارتباط با یکدیگرند، بیش از پیش نقش آگاهان از این مفاهیم پیچیده را افزایش می دهد. در نتیجه با خیل عظیم روشنفکران و صاحبان کار فکری مواجه هستیم که هر کدام در یک رشته اطلاعات داشته و از طریق آن به فروش نیروی کار خویش میپردازند. ما با خیل روشنفکرانی مواجه هستیم که وظیفه خود را دفاع از موقعیت شغلی خود میدانند. آنان برای حفظ زندگی و امتیازات دریافت کرده برای همان تخصص شان خود را موظف میدانند تا برای خوشایند رئیس خویش در طرحهائی که خوشایند مجموعه روابط حاکم بر خودشان است کوشا باشند. بسیاری از رشتههائی که به عنوان تخصص بوجود آمده است ضرورت تمدن انسانی نیست، بلکه بیشتر ضرورت حفظ سود است. به عنوان مثال، حفظ حقوق مالکیت، مسائل مربوطه به وام و بهره، بازاریابی و تبلیغات و حقوق مربوط به آن ها رشتههائی هستند که تنها برای بالابردن سود بوجود آمدهاند. روشنفکر غیررسمی ترس از آن که منزوی شده را ندارد. او بدور از ترس از دست دادن شغل، وظیفه خود میداند که مقررات دست و پاگیر را برای مردم افشا کند.