26 اسفند 1385
ویژگی فرهنگ ایران از زاویه دید معرفت شناسی
علی رضا قلی: جامعه شناسی نخبه کشی، نشر نی، تهران، چاپ بیست و پنجم، 1385، صفحات ۷۰ تا ۷۳.
در جوامع صنعتی به تناسب تحولاتی که در متن جامعه در زمینه ی صنعت یا به طور کلی توسعه انجام می شد، متفکرانی نیز پدید می آمدند که مقوله هایی از زندگی اجتماعی را مورد بحث قرار داده و به صورتی منظم تئوریزه می کردند. بسیاری از روشنفکران جوامع دنیای سوم، پیشرفت اروپا را ناشی از پیشرفت علم تلقی می کنند. چنین تلقی موجب می گردد که جامعه خود را به صورت ظاهر به آخرین پدیده های علمی مجهز کند در حالی که از پیشرفت اجتماعی چیزی عایدش نمی گردد. در تمام رشته ها آخرین دست آوردهای علمی را ترجمه و به دانشگاه ها می آورند، ولی فارغ التحصیلش کارایی چندانی ندارد.
واقعیت آن چه در تاریخ جوامع صنعتی رخ داد این است که پیشرفت علمی، همراه تحولات اجتماعی و در پاره ای از موارد متعاقب آن قرار گرفت. در علوم انسانی رابطه ی تنگاتنگی بین تحولات اجتماعی و تئوری های علمی وجود داشت و یکی از دلایلی که این تئوری ها کارایی چندانی در ایران ندارند این است که بدون توجه به قالب های اجتماعی آن ها، اقدام به انتقال علوم کرده اند. گورویچ معتقد است که ارتباط کامل بین واقعیت های اجتماعی و نظام های مختلف معرفتی وجود دارند و قالب های اجتماعی در ارتباط تنگاتنگ با ذهن و معرفت بشرند. (1)
در مورد جوامع مصرفی مثل ایران، باید توجه به جنبه ی مصرفی علوم داشت که کارایی آن و ارتباط آن از مقوله ی مصرفی است و نه تولیدی. اگوست کنت معتقد بود معرفت، قدرت ساختن قالب های اجتماعی را دارد. معرفتی که در اروپا فوران می کرد و در رابطه با جوشش اجتماع بود و معرفتی که در ایران در جریان بود، ناشی از رکود بطن و متن اجتماع بود.
فرهنگی که به توصیف گورویچ همراه علم و معرفت تکنیکی است، از قالب های جوامع صنعتی بر می خیزد. علوم و تکنیک و صنایع و تکنولوژی جوامع صنعتی با قالب های جوامع سنتی، هم خوانی ندارند به همین جهت عقیم می شوند و از کار می افتند. ویل دورانت می گوید: در هر دوره ای افکار حاکم بر عصر، محصول جزء به جزء مردمی بود که کم و بیش در گمنامی می زیستند ولی این عقاید و افکار منتسب به کسانی می شد که آن را روشن ساختند. (2) به تعبیری آن چه در اندیشه ی نوابغ می گذرد انعکاس آن چیزی است که در جامعه می گذرد.
------------------------------------------------------
1. G.Gurvitch: Traite du Sociologie, PUF,
(2) ویل دورانت: تاریخ فلسفه، ترجمه عباس زریاب خوئی، چاپ دوم، صفحه 331.