تاریخ مدارای غرب و شرق
اورهان پاموک: روزنامه اعتماد، ۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ، شماره ۱۹۱۸.
روزنامه يوميوري ژاپن در قالب مجموعه مصاحبه هايي که در سال جديد با رهبران روشنفکري جهان در پيش گرفته، سراغ «اورهان پاموک» نويسنده 56 ساله ترکيه و برنده جايزه ادبي نوبل رفته است.
پاموک در اين مصاحبه در پاسخ به اين پرسش که آيا قرن 21 عصر رويارويي و برخورد بين تمدن هاست، گفت؛ در کلاس درس دانشگاه هاروارد، «ساموئل هانتينگتون» درباره جنگ بين تمدن ها سخن مي گفت و اين شايد عقيده جالبي براي مطرح شدن گوينده آن در سطح بين المللي باشد اما واقعيت هايي هم در آن نهفته است. اين تئوري، فقط به نبردهاي بيشتر و کشتار بيشتر مردم منجر مي شود. غرب به کشتار مسلمانان مي پردازد و بعد مي گويد اين، برخورد بين تمدن هاست. اما اين برخورد بين تمدن ها نيست. اين فقط کشتار مردم است.
پاموک افزود؛ مردمي از سرزمين هاي مختلف، سابقه نژادي متفاوت، عقايد، قوميت ها، مذاهب، حتي با تاريخي که در آن با يکديگر جنگيده اند، مي توانند و بايد با هم زندگي کنند. اين، نهايتي است که من به آن باور دارم. ممکن است بگوييد اورهان ساده دل، آنها فقط يکديگر را مي کشند. اما من نمي خواهم باور کنم که انسانيت بد باشد. درست است که نمي توانم فکر کنم فلسطيني ها و اسرائيلي ها شادمانه در يک خيابان زندگي کنند و همديگر را پس از 50 سال دشمني ببوسند، اما کردها و ترک ها دارند در کنار هم زندگي مي کنند. آنها مي توانند به اين زندگي در کنار هم براي مدت طولاني ادامه دهند. بنابراين آنچه من به آن باور دارم مي تواند از پيش بيني بر مبناي آنچه در تاريخ اتفاق افتاده، باشد.
ممکن است بگوييد کتاب «برف» خودت را بخوان. من شخصيتي دارم که در ميان همه اين تنگناها زندگي مي کند. او مثل من به همه اين اما و اگرها فکر مي کند و آخر سر هم دچار گرفتاري سياسي بدي مي شود اما من نمي خواهم بدبين باشم.
امپراتوري عثماني در برخي از گستره ها، اين همزيستي را به وجود آورده بود. فکر نکنيد آنها درکي از زندگي چندفرهنگي مثل انگلستان يا زندگي امريکايي داشتند. اما آنها کاملاً متفاوت بودند. اين اجتناب ناپذير بود. اگر مي خواهي يک امپراتوري را اداره کني، مجبوري حداقل تساهلي داشته باشي. امپراتوري عثماني موافق اسلام نبود اما براي مقابله با غرب آن را تحمل مي کرد. اساساً ماهيت امپراتوري، تحمل فرهنگ چند قوميتي و نژادي است. اين نويسنده ترک افزود؛ براي همين هم يک تاريخ وسيع مدارا بين فرهنگ شرق و غرب وجود دارد که استانبول يکي از نمونه هاي خوب آن است. يک سمبل خوب براي زندگي مسالمت آميز و تساهل گرايانه.
برخي از مردم فقط به برخوردهاي فرهنگي در زندگي شان توجه مي کنند و همه انرژي شان را در اين راه مي گذارند. براي من اين مهم است که آنها چگونه با هم انساني رفتار مي کنند. پاموک در ادامه گفت؛ «برخي سياستمداران مي خواهند مردم را به دو گروه محافظه کار و سکولار تقسيم بندي کنند و از اين طريق همه چيز را به درام تبديل مي کنند. ترکيه مشکلات سياسي بيشتري دارد تا مشکلات اجتماعي. اگر يک مشکل اجتماعي وجود دارد، فاصله طبقاتي شديد بين غني و فقير است؛ اما از نظر سياسي، مشکلي بين سکولارها و مردم راي دهنده مسلمان وجود دارد. چنين برخوردي طبيعي است که همه کشور را به رنج مي اندازد و هر دو طرف به يکسان در آن مسوولند. اين مساله يي است که طبقات پاييني را دچار گرفتاري بيشتر مي کند. پسرهاي مسلمان مي توانند به دانشگاه بروند و درس بخوانند اما دخترهاي باحجاب نمي توانند وارد دانشگاه شوند.
سياستمداران اسلامگراي مرد مي توانند وارد مجلس شوند اما زنان در صورت داشتن حجاب نمي توانند به پارلمان راه يابند. اين مشکل اصلي بين سکولارها و اسلامي ها و ارتش است.
ترکيه يک کشور چند فرهنگي است، البته نه از نظر سياسي، بلکه از نظر قومي و نژادي. و اين نگاه برخورد بين تمدن ها بعد از 11 سپتامبر وارد نظريات اجتماعي شد. پاموک درباره سکولارها که در برابر جمعيت 99 درصدي مسلمانان قدرت را در ترکيه در دست دارند، گفت؛ مشکل بين بنيادگراهاست؛ چه سکولار چه اسلامي، آنها هر يک ديگري را تنها مشکل موجود مي بينند. اسلام يک مذهب است و نمي تواند در يک فضاي شخصي باقي بماند، زيرا فقط به عقايد فردي مربوط نيست، بلکه درباره اداره يک کشور، قانون ها و دولت هم هست و همه قوانين آن از دل قرآن و اسلام مي آيند اما بنيادگرايي سکولار فقط به قدرت ارتش فکر مي کند. به نظر من مثل بسياري از مردم ديگر تنگ نظري از هر دو سو نادرست است. پاموک افزود؛ با وجود اينکه من به سکولاريسم باور دارم ، اما من يک سکولار آزاديخواه هستم. بايد توازني بين آرزوهاي مردم و انرژي سکولاريستي وجود داشته باشد. زماني هر 10 سال يک بار ما يک کودتاي نظامي را تجربه مي کرديم. در 10سال گذشته خدا را شکر چنين چيزي پيش نيامد. اما هر روز ارتش مي گويد اين کار بشود، اين کار نشود. من اين را نمي پسندم. از سوي ديگر در ترکيه، از گذشته، سکولاريسم با ناسيوناليسم درآميخته بود و موجب آزار ديدن کردها، ارمني ها و مسيحي ها مي شد. آزادي بيشتر در سخن گفتن، تحمل نظرات ديگران، نگاه چندفرهنگي بيشتر، اينها همه چيزهايي است که ما به آن احتياج داريم.
پاموک همچنين گفت؛ من به مدل فرهنگي اتحاديه اروپا نظر ندارم و معتقدم ترکيه بايد مدل فرهنگي خود را بر مبناي سنت هايش داشته باشد.