تجاوز به عراق به عنوان طرحی آزمایشی
راما چاندران: روزنامه ایران، گفت و گو با نوام چامسکی، ترجمه هما احمد زاده، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۲، شماره ۲۴۵۷.
نوام چامسكي استاد دانشگاه ام.آي.تي، بنيانگذار علم جديد زبان شناسي و يكي از فعالين سياسي مشهور ضدامپرياليست در آمريكا، در روز ۲۱مارس، روز اعتراض سياسي و تحقيق آكادميك كه خود او بنيان نهاده و طرفداران زيادي دارد و در نوع خود منحصر به فرد است، مصاحبه نيم ساعته اي را با وك رامان چاندران درباره حمله به عراق برگزار كرد.
اين گفت وگو قبل از جنگ انجام شده است اما به دليل اهميتي كه ديدگاههاي اين استاد دارداين گفت و گو درپي مي آيد.
\راماچاندران: آيا هجوم اخير به عراق حاكي از ادامه سياست بين المللي سالهاي اخير ايالات متحده است يا مرحله نويني از سياست خارجي آن است؟
*چامسكي: اين هجوم نشاندهنده مرحله مهم جديدي است كه بي سابقه نبوده اما داراي معناي جديدي است. به اين جنگ بايد به عنوان اقدامي آزمايشي نگاه كرد. عراق هدفي بي نهايت ساده بدون دفاع به نظر مي آيد. اينطور به نظر مي آيد كه جامعه به سرعت از هم خواهد پاشيد، سربازان تسليم مي شوند و آمريكا كنترل اوضاع را در دست گرفته و اقدام به استقرار رژيمي نظامي كرده و سپس سراغ موارد سخت تر خواهد رفت. اقدام آزمايشي تلاش براي برقرار كردن چيزي است كه آمريكا آن را «نرم جديد» در روابط بين المللي مي نامد. نرم جديد «جنگ بازدارنده» است. توجه داشته باشيد كه فقط آمريكا حق استفاده از نرم جديد را دارد. به عنوان مثال، وقتي هند براي متوقف كردن كشتار هندوها به پاكستان حمله كرد، اين عمل هند نرم جديدي براي حمايت از انسان به حساب نمي آمد، زيرا هند مورد تأييد آمريكانبوده وعلاوه بر آن، آمريكا شديداً مخالف اين حركت هند بود.
اين جنگي پيشگيرانه نيست، بين اين هجوم و جنگ پيشگيرانه تفاوتي تعيين كننده وجود دارد. جنگ پيشگيرانه معني مشخصي دارد، براي مثال، اگر هواپيماها به قصد بمباران آمريكا از اقيانوس اطلس عبور كنند، ايالات متحده حق دارد پيش از بمباران به آنها حمله كند وحتي مي تواند به پايگاهي كه از آنجا پرواز كردند، يورش ببرد. جنگ پيشگيرانه جوابي به حمله در حال وقوع يا قريب الوقوع است.
اما دكترين جنگ بازدارنده كاملاً با اين فرق دارد. اين دكترين مي گويد ايالات متحده حق دارد ـ فقط آمريكا اين حق را دارد ـ كه به هر كشوري كه فكر مي كند چالش بالقوه اي با آن دارد، حمله كند. بنابراين اگر آمريكا فكر كند كه كسي، زماني در هر نقطه اي از زمين ممكن است براي آمريكا تهديدي به حساب آيد، صرفاً به خاطر اين برداشت، مي تواند به آن سرزمين حمله كند.
به كارگيري دكترين جنگ بازدارنده در استراتژي امنيت ملي در سپتامبر گذشته صريحاً اعلام شد. اعلام اين استراتژي به تمامي دنيا، از جمله سايت هاي نظامي آمريكا، جايي كه مي توان گفت مخالفت با جنگ در آنها بسيار بالاست، شوك وارد آورد. استراتژي امنيت جديد عملاً بدين معني است كه آمريكا با معيار زور ـ تنها معياري كه آمريكا در آن برتري دارد ـ بر جهان حكومت خواهد كرد و از آن گذشته، اين روش تا آينده نامحدودي ادامه خواهد يافت، زيرا ايالات متحده هر چالش بالقوه اي عليه برتري آمريكا را پيش از آنكه به چالشي بالفعل تبديل شود، نابود خواهد كرد.
تهاجم به عراق اولين آزمايش اين دكترين است واگرموفق شود به واسطه بي دفاع بودن هدف به نظر مي آيد خواهد شد، آنگاه قضات بين المللي و روشنفكران غربي و ديگران شروع به صحبت درباره نرم جديد در امور بين المللي خواهند كرد تا آينده اي غيرقابل پيش بيني، حكمراني با تكيه بر زور، برقراري چنين نرمي اهميت دارد.
اين البته بي سابقه نيست، اما به شدت غيرمعمول است. براي نشان دادن سابقه محدود آن لازم است به مورد مشابهي اشاره كنم. در سال۱۹۶۳آچسون مشاور ارشد كندي كه دولتمردي به مراتب مسن تر و قابل احترام تر بود، براي توجيه حملات آمريكا عليه كوبا ـ كه اين حملات خود تروريسمي بين الملل وجنگي اقتصادي بود ـ براي انجمن آمريكايي قوانين بين المللي سخنراني مهمي كرد. زمان اين سخنراني بسيار مهم بود ـ درست بعداز بحران موشكي يعني زماني كه دنيا بر لبه پرتگاه جنگ هسته اي قرار داشت در اين سخنراني آچسون گفت وقتي ايالات متحده به چالشي عليه «قدرت، موقعيت، يا پرستيژ» خود جواب مي دهد هيچ دادخواست قانوني اي عليه اعمالش را نمي پذيرد.
همين جمله نيز در دكترين بوش وجود دارد هر چند كه آچسون شخصيت مهمي بود اما چيزي كه وي مي گفت سياست رسمي حكومت در دوره بعد از جنگ جهاني نبود. اما اين سياست اكنون سياست رسمي آمريكا است و اين تهاجم كه قصد دارد براي آينده سابقه اي پديد آورد، از اولين مظاهر آن است.
چنين نرم هايي فقط براي كشورهاي غربي، قابل قبول است ونه ديگر كشورها واين قسمتي از تبعيض نژادي عميق فرهنگي غربي است كه ريشه در قرن ها امپرياليسم دارد و به قدري قوي است كه ناخودآگاه عمل مي كند بله. فكرمي كنم اين جنگ گام مهم جديدي است، قرار هم بر همين بوده.
\ راماچاندران: آيا عدم موفقيت آمريكا در كشاندن بقيه به دنبال خود، نيز مرحله جديدي است؟
* چامسكي: اين موضوع تازه اي نيست براي مثال درمورد جنگ ويتنام آمريكا حتي تلاش هم نكردكه نظر بين المللي را جلب كند اما درغيرمعمول بودن آن حق با شماست. در اين مورد ايالات متحده به دلايل سياسي اجبار داشته دنيا را مجبور به قبول موقعيت خود كند و كاملاً برخلاف معمول قادر به انجام اين كار نشد معمولاً دنيا تسليم مي شد.
\راماچاندران: آيا اين به معني «شكست ديپلماسي» است و يا تعريفي دوباره ازخود ديپلماسي؟
*چامسكي: من آن را ديپلماسي نمي نامم ـ اين شكستي در تحميل كردن بود. اين را با جنگ اول خليج مقايسه كنيد. در جنگ اول خليج ، هر چند كه بيشتر جهان در تقابل با آن قرار داشت اما آمريكا شوراي امنيت رامجبور به قبول شرايط خود كرد، ناتو با وي همراهي نمود وتنها كشوري كه در شوراي امنيت با آن موافقت نكرد ـ يمن ـ بلافاصله و به شدت تنبيه شد. حكم اجباري در هر سيستم قانوني فاقد ارزش است، اما در موضوعات بين المللي كه تحت رهبري مقتدران است حكم اجباري اشكالي ندارد و به آن ديپلماسي مي گويند. چيزي كه در اين مورد جالب است آن است كه اجبار عملي نشد كشورهايي بودند ـ در حقيقت بيشتر آنان ـ كه سرسختانه برروي مواضع اكثريت مردم خود پا فشردند. چشمگيرترين آنان تركيه است. تركيه كشوري آسيب پذير، آسيب پذير در مقابل تنبيهات آمريكا است با اين وجود در كمال تعجب همگان حكومت جديد موضع گيري ۹۰درصد مردم كشورش را رعايت كرد، و تركيه براي اين موضوع، درست مانند فرانسه و آلمان به واسطه در نظر گرفتن نظرات اكثريت مردم خود ـ شديداً سرزنش شد و كشورهايي مانند اسپانيا وايتاليا كه رهبرانشان عليرغم مخالفت ۹۰% مردم خود دنبال روي واشنگتن شدند، شديداً مورد تشويق واقع شدند من هيچ مورد مشابه ديگري از چنين تحقير علني عليه دمكراسي، نه تنها از طرف حكومت ها، بلكه از طرف مفسران ليبرال و ديگران را به ياد نمي آورم. در حال حاضر سعي مي كنند علت پشت كردن فرانسه و آلمان يا به عبارتي «اروپاي پير» و تركيه و ساير كشورها به آمريكا را توضيح دهند.درك اهميت دمكراسي و پيروي دولت از خواسته اكثريت مردم مملكت خود براي برخي دانشمندان مشكل است.
اين تحقير واقعي دمكراسي است ـ درست همانند اتفاقي كه در سازمان ملل افتاده در تحقير كامل سيستم بين المللي. در حال حاضر سروصداهايي ـ از والت استريت ژورنال ، حكومتگران و سايرين ـ براي منحل كردن سازمان ملل به گوش مي خورد.
وحشت از آمريكا در سراسر دنيا به طرزي غيرعادي گسترش مي يابد و به قدري گسترده است كه حتي در رسانه ها هم به آن اشاره مي شود سرمقاله نيوزويك درباره علت وحشت زياد جهان از آمريكا است. و واشنگتن پست هم چند هفته پيش مقاله مهمي درباره اين موضوع داشت.
مي توان اين را يك اشكال وكاستي در دنيا دانست كه بايد به گونه اي با آن برخورد كرد اما در هر حال چيزي است كه بايد به رسميت شناخت.
\ راما چاندران : شما نوشته ايد كه اين جنگ تهاجمي عواقب خطرناكي در رابطه با تروريسم بين المللي و خطر جنگ هسته اي دارد.
* چامسكي : نمي توانم ادعا كنم كه ارائه دهنده اين نظريه من هستم. من فقط نظرات سازمان سيا،ساير آژانس هاي جاسوسي و افراد بسيار متخصص در موضوعات بين المللي و تروريسم را بيان مي كنم. فورين افريز ، فورين پلليسي ، مطالعات انجام شده توسط آكادمي آمريكايي هنر و علوم، و مقامات عالي رتبه كميسيون هارت رودمن همگي اين جنگ را تشويقي به افزايش تروريسم و گسترش اسلحه هاي امحاي جمعي مي دانند دليل آن هم خيلي ساده است. قسمتي براي انتقام جويي و قسمتي براي دفاع از خود براي محافظت خود از خطر حمله آمريكا راه ديگري وجود ندارد. در حقيقت ايالات متحده اين را بسيار روشن اعلام كرده و به دنيا درس زشتي مي دهد.
كره شمالي وعراق را با هم مقايسه كنيد. عراق بي دفاع و ضعيف ترين رژيم منطقه است. در حاليكه يكي از مخوف ترين ديكتاتورها بر آنجا حكومت مي كند، اما خطري براي كس ديگري ندارد.
اما از طرف ديگر كره شمالي يك تهديد به حساب مي آيد اما به كره شمالي به يك دليل ساده حمله نمي شود: كره شمالي يك بازدارنده دارد و آن توپخانه عظيمي است كه سئول را هدف گرفته واگر آمريكا به آن حمله كند كره شمالي مي تواند قسمت زيادي از كره جنوبي را نابود كند.
آمريكا به كشورهاي دنيا مي گويد: اگر بي دفاع هستيد، ما هر زماني كه دلمان بخواهد به شما حمله مي كنيم، اما اگر شما سدي داريد ، ما عقب نشيني مي كنيم، زيرا ما فقط به بي دفاعان حمله مي كنيم. به زبان ديگر آمريكا به كشورها مي گويد كه بهتر است شبكه تروريستي و اسلحه هاي امحا جمعي خود و يا مانع قابل قبول ديگري را توسعه دهند وگرنه در مورد «جنگ بازدارنده» آسيب پذيرند. به همين دليل، اين جنگ احتمالاً منجر به گسترش تروريسم و گسترش اسلحه هاي امحا جمعي خواهد شد.
\ راماچاندران: شمافكر مي كنيد كه آمريكا چگونه عواقب انساني و بشردوستانه اين جنگ را كنترل مي كند؟
* چامسكي: البته هيچكس نمي داند و درست به اين دليل است كه افراد صادق و درستكار متوسل به خشونت نمي شوند. براي اينكه انسان به سادگي عواقب آن را نمي داند. مؤسسات امدادگر و گروههاي پزشكي مشغول كار در عراق تذكر داده اند كه عواقب مي تواند اسفبار باشد. همه اميدوارند كه اينطور نباشد، اما اين عواقب مي تواند دامن ميليونها نفر از مردم را بگيرد. وقتي چنين خطري وجود دارد، اقدام به خشونت خود يك جنايت است. قبلاً يعني حتي پيش از جنگ فاجعه اي انساني اتفاق افتاه بود. ده سال محاصره با تخميني بسيار محافظه كارانه، صدها هزار نفر را به كام مرگ كشانده است. اگر كوچكترين صداقتي وجود داشته باشد، آمريكا فقط براي همين محاصره بايد غرامت بدهد. شرايط بسيار مشابه بمباران افغانستان است كه من و شما در اوايل بمباران درباره اش صحبت مي كرديم. اين واضح بود كه آمريكاهيچ وقت عواقب را بررسي نمي كند.
\راماچاندران: و اين آيا هزينه لازم براي رسيدن به هدف قلمداد مي شود؟
*چامسكي: البته نه. اولاً، اين سؤال مطرح نشده و كسي هم از عواقب بمباران كه در كليه مناطق گسترده بود آگاهي ندارد و تقريباً چيزي هم گفته نشد. در نهايت، در اخبار هم چيزي درباره آن نيست و كسي هم ديگر آن را به يادنمي آورد. در عراق، آمريكا بازسازي بشردوستانه را مطرح كرده، رژيمي را در آنجا حاكم مي كند و دموكراتيكش خواهدخواند و اين به معني گوش به فرمان واشنگتن بودن است و اينكه بعداً چه اتفاقي خواهد افتاد به فراموشي سپرده شده و به سراغ بعدي مي روند.
\ راماچاندران: رسانه هاي گروهي اين بار چگونه روند تبليغاتي خود را حفظ مي كنند؟
* چامسكي: همچنان حكومت گران را تشويق مي كنند به سي ان ان نگاه كنيد واقعا ًمنزجركننده است. همه جا همينطور است. رسانه ها ستايش كننده قدرت اند، آن چيزي كه در زمان جنگ انتظارش مي رود. از همه جالب تر چگونگي جلب نظر مردم در موافقت با جنگ بود ـ حادثه اي كه جنگ را ايجاد كرد از همه جالب تر است. واقعيت اين است كه توانايي تبليغات رسانه هاي پشتيبان حكومت در وادار كردن مردم به قبول عراق به عنوان تهديدي فوري و مسؤول حادثه ۱۱سپتامبر موفقيتي چشمگير بود و همانطور كه قبلاً گفتم، اين موفقيت در طي چهارماه به دست آمد. اگر شما درباره اين موضوع از مسؤولين رسانه ها بپرسيد آنان پاسخ خواهند داد كه «ما هيچ وقت اين را نگفتيم» و درست هم مي گويند. حتي يك جمله حاكي از اينكه عراق مي خواهد به آمريكا حمله كند و يا اينكه حمله به مركز تجارت جهاني راترتيب داده وجود ندارد فقط به طور ضمني به آن اشاره مي شدو يا هشدار پشت هشدار داده مي شد، تا اينكه عاقبت مردم را وادار به قبول آن كردند.