تبليغاتX
علوم سیاسی -
۵ فروردین ۱۳۸۸

جان سالم به در برده

فیدل کاسترو: روزنامه اعتماد، ترجمه منوچهر بصیر، ۱۷ بهمن ۱۳۸۶، شماره ۱۶۰۹، صفحه ۱۷.

چندي پيش اعلام شد سازمان سيا، هزاران صفحه در مورد عمليات غيرقانوني كه براي از بين بردن رهبران كشورهاي خارجي است را انتشار خواهد داد. اما ناگهان انتشار اسناد به تاخير افتاد و بعد بدون هيچ توضيحي متوقف شد، گويي كسي در كاخ سفيد در اين مورد تصميم لازم را گرفته بود.
    
    اولين صفحه از اسنادي كه منتشر شد حاوي 702 صفحه از عمليات غيرقانوني «سيا» بين سال هاي 1959 و 1973 بود كه بعداً 100 صفحه آن حذف شد.
    
    آن اسناد پيرامون عملياتي بودند كه تابع هيچ قانوني نيستند. مانند توطئه براي كشتن رهبران كشورهاي ديگر يا آزمايش مواد مخدر روي انسان كه به منظور كنترل ذهن صورت مي گيرد. جاسوسي از فعالان حقوق مدني و روزنامه نگاران و فعاليت هاي مشابه نيز انجام مي شد كه همه آنها ممنوع هستند.
    
    14 سال بعد يعني زماني كه جيمز شلزينگر، رئيس سازمان سيا، متوجه مقالات مطبوعات خصوصاً مقالات رابرت وودوارد و كارل برنشتاين در مورد «بيانيه براي مرد كوبا» شد شروع به جمع آوري اسنادي در اين ارتباط كرد. بر اساس اين اسناد سازمان سيا متهم به جاسوسي در هتل واترگيت با همكاري ماموران خود شد. رئيس سيا در ماه مه 1973 درخواست كرد تمام ماموران عملياتي اين سازمان به سرعت هر نوع عملياتي كه خارج از قوانين اين سازمان انجام شده يا در دست انجام است را سريعاً به اطلاع من برسانند.
    
    بعدها شلزينگر رئيس پنتاگون و ويليام كولبي جانشين او شد. كولبي اين اسناد را اسكلت هايي تلقي مي كرد كه گوشه انبار پنهان شده بود و افشاگري هاي جديد مطبوعات كولبي را مجبور كرد وجود چنين گزارش هايي را كه در 1975 به جرالد فورد رئيس جمهور امريكا تسليم شده بود، قبول كند.
    
    نيويورك تايمز سازمان سيا را به خاطر نفوذ در گروه هاي ضدجنگ تقبيح مي كرد و اين براساس همان قانوني بود كه سيا را از جاسوسي درون امريكا منع مي كرد. در همين رابطه هنري كيسينجر وزير خارجه گفت: بودجه اين اسناد فقط نوك يك كوه يخ بود كه ديده مي شد. مثلاً رابرت كندي شخصاً عمليات ترور فيدل كاسترو را هدايت مي كرد. آن موقع برادر رئيس جمهور دادستان كل امريكا بود و در سال 1968 كه تلاش مي كرد رئيس جمهور شود به قتل رسيد و اين به نيكسون كمك كرد رقيب مهمي بر سر راه نداشته باشد. در اينجا مساله مهم اين بود كه جان كندي قرباني يك توطئه شده بود. طبق بررسي هايي كه بعد از معاينه زخم ها و كاليبر تفنگ ها و آنچه مربوط به مرگ رئيس جمهور مي شد به عمل آمد به اين نتيجه رسيدند كه حداقل سه تيرانداز بايد به كندي شليك كرده باشند. بدين ترتيب معلوم شد اسوالد نمي تواند تنها تيرانداز باشد و اين تكان دهنده بود.
    
    من دقيقاً روز و لحظه يي كه او ترور شد را به خاطر دارم چون آن لحظه من در نقطه آرامي خارج از هاوانا در حال صحبت با يك روزنامه نگار فرانسوي به نام جان دانيل بودم. او به من گفت كه حامل پيامي از پرزيدنت كندي است. او گفت جان كلام كندي اين بود كه اكنون كه شما به ملاقات كاسترو مي رويد، دوست دارم بدانم او در مورد خطر وحشتناك جنگ اتمي كه اخيراً تجربه كرديم چه فكر مي كند. به محض مراجعت دوست دارم شما را ببينم. كندي مانند يك دستگاه سياسي بسيار فعال بود. ما در حال صحبت بوديم كه كسي با عجله آمد و به ما گفت چه اتفاقي افتاده. راديو را روشن كرديم و خبر را شنيديم.
    
    واضح است كه من با آن خطر زندگي كرده ام چون كوبا از همه ضعيف تر است و در صورت جنگ نخستين ضربه را خواهد خورد.
    
    بعد از بحران موشكي نه از علاقه ما به مذاكره از كندي كم شد و نه از روحيه انقلابي و مبارزه شديد براي رسيدن به سوسياليسم. اما كوبا به رغم اصرار ديگران هيچ گاه حاضر نشد روابط خود را با اتحاد شوروي به هم بزند. شايد اگر رهبران امريكا مي دانستند كه جنگ با سلاح هاي كشتار جمعي چه نتايجي دارد خيلي زودتر و با صورتي ديگر به جنگ سرد پايان مي دادند. اما هنوز صحبت از گرم شدن زمين، به هم خوردن تعادل ها، مصرف انبوه هيدروكربن و سلاح هاي پيچيده و مسائل ديگري كه با جوانان كوبا راجع به آن قبلاً صحبت كرده بودم، نبود. خيلي طول كشيد تا ما مثل امروز متوجه مسائل شويم. پرزيدنت جرالد فورد كميسيوني را مامور بررسي سازمان سيا كرد و گفت ما نمي خواهيم سازمان سيا را نابود كنيم، بلكه مي خواهيم آن را حفظ كنيم.
    
    درنتيجه پژوهش هاي آن كميسيون كه تحت سرپرستي سناتور فرانك چرچ صورت گرفت پرزيدنت فورد دستور داد كه مقامات امريكايي به هيچ عنوان درصدد ترور رهبران خارجي برنيايند.
    
    اسنادي كه امروز منتشر شده حاكي از ارتباط «سيا» و «مافيا» براي ترور من است.
    
    در عين حال انتشار جزئيات عمليات هرج و مرج كه از سال 1969 شروع شده بود و به مدت هفت سال ادامه داشت، نشان مي دهد كه سيا اسكادران خاصي را براي نفوذ در گروه هاي صلح طلب درست كرده بود تا فعاليت هاي بنيادگرايان بين المللي و مبارزان سياه را كمتر كنند يا بيشتر از 300 هزار اسم شهروندان امريكايي را جمع آوري كرد و پرونده هاي 7200 نفر را مورد بررسي قرار داد. طبق گزارش نيويورك تايمز پرزيدنت جانسون متقاعد شده بود كه جنبش ضدجنگ (ويتنام) توسط دولت هاي كمونيستي ايجاد شده اما با اين حال به سازمان سيا دستور داد شواهد لازم در اين مورد را فراهم كند.
    
    اسناد مربوطه نشان مي دهند سازمان سيا روزنامه نگاراني چون جك آندرسون، هنرپيشه هايي چون جين فوندا، جان لنون و جنبش دانشجويي در دانشگاه كلمبيا را زير نظر داشته. در عين حال خانه هاي شهروندان امريكايي را بازرسي كرده و آزمايش هايي نيز در مورد تاثير مواد مخدر خاص روي انسان ها انجام داده.
    
    در سال 1973 والتر الدر كه معاون اجرايي جان مك كان مدير سيا تا اوايل دهه 1975 بود طي يادداشتي كه به كولبي فرستاد، اطلاعاتي در مورد بحث هاي انجام شده كه در ستادهاي سيا ضبط و پياده شده بود به او داد و گفت: من مي دانم هر كس كه در دفاتر مدير كار مي كرد نگران اين بود كه اين مكالمات ضبط و پياده مي شود. در دوران مك كان ميكروفن ها در دفترهاي دائمي داخلي، ناهارخوري، ساختمان شرقي و اتاق مطالعه وجود داشت و به همين دليل بود كه سازمان سيا آسيب پذير بود و اطلاعات هم به بيرون درز مي كرد.
    
    از طرف ديگر مكالمات پنهاني مديران سيا حاوي اطلاعات گرانبهايي بود كه بايگاني امنيت ملي قبلاً تقاضاي آن را كرده بود.
    
    يك يادداشت حاكي از اين است كه سازمان سيا طرحي داشته كه مي توانسته اطلاعات لازم در مورد اروپاي خطرناك در شركت هاي امريكايي را جمع آوري كند و اين برنامه در پاييز 1973 خاتمه پيدا كرد.
    
    يادداشت ديگر حاكي از اين است كه تهيه كنندگان داروهاي تجاري، داروهايي را كه به علت تاثيرات ثانويه خطرناك و ممنوع هستند، در اختيار سازمان سيا گذاشته اند.
    
    طي برنامه «مكولترا» سازمان سيا به بعضي افراد بدون اينكه اطلاع داشته باشند داروي ال اس دي و چند داروي روانگردان ديگر داده اند.
    
    سند ديگر حاكي از اين است كه روانپزشكي به نام «سيدني گوتيپ» كه مسوول برنامه كنترل ذهن است، مسوول تهيه سم براي ترور پاتريس لومومبا بوده. «ماخا اوس» عمليات ديگري بود كه براي مخالفان جنگ ويتنام و ساير مخالفان سياسي در نظر گرفته شده بود كه به شدت با اين عمليات مخالف بودند. سيا براي حذف بعضي از قسمت ها كه به صورت جاي خالي در اسناد مشاهده مي شود، از كامپيوتر استفاده كرده.
    
    طبق گزارش نيويورك تايمز، علت سانسور زيادي كه انجام شده اين است كه سيا هنوز نمي تواند تمام مطالب را افشا كند.«هوارد اوس برون» مدير امنيت سيا كه خلاصه يي از عمليات دفتر خود را منتشر كرد به هشت مورد اشاره مي كند كه يكي از آنها استفاده از گانگستري به نام «جاني روزلي» است كه او را براي انجام كودتا عليه كاسترو در نظر گرفته بودند، اما آنها اين مورد را كه دو صفحه و نيم مي شد، خط زدند.
    
    «توماس بلاتون» مدير بايگاني امنيت ملي كه 15 سال قبل تحت عنوان آزادي قانون اطلاعات، تقاضاي انتشار اطلاعات را كرد، اظهار داشت: بخش اول اين اطلاعات مربوط به دفتر امنيت سازمان است كه بايد خيلي خوب باشد. قسمت دوم در ارتباط با ترور كاسترو توسط «روزلي» هم جالب است. جالب اينجاست كه در تاريخ امريكا اين اولين باري است كه مقامات مربوطه ابتدا دستور دادند اطلاعات اندكي منتشر شود و بعد مجدداً تصميم به طبقه بندي آن گرفتند و اكنون هم دستور انتشار آن را داده اند.
    
    ژنرال هايدن رئيس فعلي سيا گفته اين اسناد بخشي از زماني را نشان مي دهد كه سازمان در وضعي كاملاً متفاوت بوده.
    
    لازم به تكرار نيست آنچه در اينجا شرح داده شده هنوز بسيار بدتر از آن در دنيا خصوصاً امريكا همراه با اعمال غيرقانوني ديگر انجام مي شود.
    
    نيويورك تايمز مي نويسد: كارشناسان مربوطه معتقدند انتشار اين اسناد براي پرت كردن حواس مردم از بدنامي سيا و دولت است.
    
    انتشار اسناد در عين حال مي تواند براي اين باشد كه نشان دهد دموكرات ها نه فقط مثل جمهوريخواهان هستند، بلكه در مواردي هم بدتر از آنها هستند.
    
    در صفحات 11 تا 15 خطاب به مديركل سيا نوشته شده: در آگوست 1960 آقاي ريچارد بي سال با سرهنگ ادوارد شفيلد تماس گرفت تا بپرسد كه آيا دفتر امنيتي عواملي دارد تا بتواند او را در انجام يك ماموريت گانگستري كمك كند. هدف اين ماموريت، فيدل كاسترو بود چون عمليات فوق العاده محرمانه بود، لذا فقط تعداد اندكي از آن مطلع بودند. مدير سازمان سيا بعد از اطلاع آن را تصويب كرد. بعد سرهنگ كينگ مسوول نيم كره غربي هم در جريان قرار گرفت اما جزئيات آن از مسوولان عمليات مربوطه پنهان ماند. هرچند بعضي از افراد ارتباطات و واحد خدمات فني در مراحل طرح ريزي اوليه شركت داشتند، اما از هدف طرح مطلع نبودند.
    
    با «رابرت ماهو» تماس گرفته شد و بعد از در ميان گذاشتن كليات طرح از او پرسيدند كه آيا در وهله اول مي توان از روش گانگسترها استفاده كرد يا نه؟
    
    آقاي ماهو اطلاع داد وقتي در لاس وگاس بود، چندبار با جاني روزالي ملاقات كرده، اما اين ملاقاتي غيررسمي و با واسطه ديگران بوده و به او گفته اند روزالي از كله گنده هاي گانگستر هاست كه اگر درست باشد، كار شدني است. از «ماهو» خواستند با «روزالي» تماس بگيرد و به او گفتند كه روزالي مي داند او مسوول امور داخلي و خارجي است و اخيراً چند شركت بازرگاني خارجي هم كه در نتيجه اقدامات كاسترو دچار ضرر و زيان عظيمي شده اند با او تماس گرفته اند.
    
    اين شركتي ها قبول كرده بودند، بهترين راه براي جبران خسارت حذف كاسترو است و حاضر بودند براي اين كار 15 هزار دلار بپردازند، اما روزالي نيز بايد مطمئن مي شد كه دولت امريكا از اين عمليات مطلع نيست.
    
    سام بعد از تحليل روش هاي ممكن براي انجام اين ماموريت گفت استفاده از اسلحه در اين مورد صحيح نيست، بهتر است در اين مورد از قرص استفاده شود، يعني غذا و نوشابه كاسترو را مسموم كرد. سام گفت براي اين كار شخص مناسبي چون «جوآن اورتا» را كه از مقامات نزديك به كاسترو است، مي شناسد كه حاضر است با گرفتن رشوه اين كار را انجام دهد.
    
    بعد از قسمت خدمات فني خواستند قرص هاي بسيار كشنده يي براي اين منظور تهيه كنند.
    
    جو قرص ها را به اورتا داد، اما او بعد از چند هفته تلاش نتوانست ماموريت خود را انجام دهد و بعد خواست تا او را از اين كار معاف كنند. «اورتا» شخص ديگري را براي اين كار معرفي كرد، اما او هم موفق نشد.
    
    هرچه تا اينجا گفته شد به نقل از ديگران است، اما آنچه مهم است اين است كه ببينيم امريكا از چه روش هايي براي سلطه بر دنيا استفاده مي كند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |