بر موج يورش
برنارد کاسن: روزنامه اعتماد، ترجمه احمد جواهریان، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶، شماره ۱۳۸۸، صفحه ۵.
گفت و گوي زير با بنيانگذار جنبش عليه جهاني شدن نوليبرال و معمار مجمع اجتماعي جهان درباره ريشه هاي فرانسوي اتک و چشم انداز مبارزه با بازارهاي مالي و خصوصي سازي هاي در حال انجام است.
ريشه هاي جنبش مخالفت با جهاني سازي نوليبرال که در فرانسه به شکل قابل توجهي گسترش يافته، چيست؟
اين جنبش با شکل گرفتن سازمان اتک رابطه تنگاتنگ دارد که طرحي مبتکرانه از طرف لوموند ديپلماتيک بود. در دسامبر 1997 ايگناسيو رامونه ويرايشگر ماهنامه، سرمقاله يي با نام خلع سلاح بازارها نوشت که در آن به بحث پيرامون سلطه بازارهاي مالي پرداخت. اين مقاله با فراخواني براي ايجاد سازماني مردمي به پايان رسيد که وي نام آن را اتک نهاد. من پيش از سخنراني طولاني اش درمورد پيشنهاد توبين براي بستن ماليات بر نقل و انتقال هاي مالي بحث مفصلي با وي داشتم. او اين مقاله را در آخر هفته نوشته بود و مطابق معمول روز دوشنبه به مجله داد تا همه بخوانيم. با ديدن نام اتک يکه خوردم. بقيه اعضاي هيات تحريريه واکنشي نشان ندادند، اما من فکر کردم که چه فکر بکري است. بعدها از ايگناسيو پرسيدم که چگونه کلمه اتک را انتخاب کرده و او جواب داد که ايده آن را از فيلم رابرت آلدريچ به نام يورش ) اتک ( گرفته است.
فراخوان مطرح شد، بدون آنکه برآوردي در مورد واکنش جامعه نسبت به آن وجود داشته باشد. اما بلافاصله پس از اعلام اين فراخوان ما با سيل تلفن ها و نامه ها روبه رو شديم. هيچ مقاله يي تا آن زمان با چنين استقبالي روبه رو نشده بود. معمولاً هر مقاله پنج شش تايي نامه به دنبال دارد و به ندرت - وقتي خيلي حساس باشد - حداکثر تا چهل افزايش مي يابد. اين بار صندوق نامه ها هر روز خالي و دوباره پر مي شد. ما اين ايده را ارائه کرديم اما هيچ تصوري از آن نداشتيم که ايجاد کننده سازماني براي پيشبرد آن خواهيم شد. براي اينکه فرصت کافي به دست آوريم، در شماره بعدي نشريه به خوانندگانمان اعلام کرديم که به نامه هاي آنان پاسخ خواهيم داد و با آنها تماس خواهيم گرفت. فشار ها ادامه يافت و در مارس 1998 ما به اين نتيجه رسيديم با توجه به تقاضاهاي گسترده، چاره يي جز پذيرش مسووليت سازماندهي اين امر نداريم. از آنجا که تجربه هايي در اين زمينه داشتم، مسووليت اين کار به من سپرده شد. اولين اقدامم گردهم آوردن سازمان هايي بود که به فراخوان پاسخ مثبت داده بودند. اين يک گزينه راهبردي بود که اتک را از دل ساختار هاي موجود يعني اتحاديه ها، انجمن هاي مدني، جنبش هاي اجتماعي و نشريات بسازيم. ما همچنين سازمان هايي را به همکاري دعوت کرديم که واکنشي به فراخوان مان نداده بودند. يکي از مهمترين آنها کنفدراسيون کشاورزان بود که من در آن از موقعيت خوبي برخوردار بودم.
با اولين دور از مذاکرات که شش هفته به طول انجاميد، سازمان هاي شرکت کننده با يک موضع مشترک، برنامه سياسي و تشکيل رهبري موقت را مورد پذيرش قرار دادند. اتک در 3 ژوئن 1998 به طور رسمي تاسيس شد. اعضاي تشکيل دهنده اصلي آن در واقع همگي اشخاص حقوقي - گروه هاي اجتماعي - بودند که به آنها افرادي نظير رنه دومونت، مانو چائو، و ژيزل حليمي به شکلي سمبليک اضافه شدند.
من از سرعت بي سابقه انجام امور به ويژه به وسيله اتحاديه هاي مشارکت کننده و تامين مالي توسط کميسيون هاي مربوطه براي تجهيز دفتر و استخدام پرسنل شگفت زده شدم. به غير از لوموند ديپلماتيک، تمواناژ کرتين، ترانس ورسال، شارلي هبدو، پليتيکز، و بعدها ماهنامه نسبتاً دموکراتيک و معتبر آلترنانيو اکونومي از جمله نشريه هاي مشارکت کننده بودند. اما اين ترکيب عجيب و غريب، مطابق توافقات به عمل آمده، هيچ گاه به صورت کارتلي متشکل از سازمان هاي مختلف عمل نکرد وگرنه در همان ابتداي کار متلاشي مي شد.
به محض اعلام رسمي تشکيل اتک، مردم شروع به پيوستن به آن کردند. وقتي در اکتبر 1998 اولين گردهمايي دروني خود را در لاسيوتات نزديک مارسي برگزار کرديم، 3500 عضو داشتيم که از آن زمان تا کنون دائماً در حال افزايش است. ما همزمان با بررسي ماليات توبين توسط سازمان هاي تشکيل دهنده اتک، آن را به زمينه يي براي مورد سوال قرار دادن نحوه عمل بازار هاي مالي تبديل کرديم. از آنجا که توبين اقتصاددان سرشناس امريکايي برنده جايزه نوبل بود، پيشنهادش خود به خود وجاهت لازم را داشت و به روشن شدن ماهيت رسوايي آور جريان سوداگرانه جهاني کمک مي کرد و به همين دليل براي برانگيختن جنبش ابزار بسيار مناسبي بود. اما ما هيچگاه فکر نکرديم اين تنها راه حل براي برخورد به ديکتاتوري بازارهاي مالي است. اين تنها نقطه شروعي براي يورش به آن قلمداد مي شد.
امروز سازمان ملي اتک در سراسر فرانسه بيش از 30 هزار نفر عضو و علاوه بر آن 200 کميته محلي به عنوان نهاد هاي قانوني مانند اتک باسک، اتک تورين، اتک مارسي و غيره دارد که به صورت مستقل و براساس اصول دموکراتيک اتک اداره مي شوند. تعداد اعضاي اين کميته هاي محلي بين 50 تا 500 نفر متغير است و کاهش و افزايش مي يابد. رهبري کميته ملي اتک چارچوب هاي سياسي را مشخص مي کند، بيانيه ها را انتشار مي دهد و مبارزات را راهبري مي کند. اما در مورد تصميم برگزاري مراسم مختلف براي مثال در مقابل سازمان تجارت جهاني، بدون تصميم کميته هاي محلي هيچ اقدامي صورت نمي گيرد. به عبارت ديگر آنها ستون فقرات سازمان هستند. اين سازماندهي يک قدرت دوگانه به وجود آورده است. کميته هاي محلي مستقل هستند و هر کدام رئيس، دبير و خزانه دار براي خود دارند و يک کنش و واکنش دائمي پويا بين اين دو قطب وجود دارد. شايد آرزوي برخي از اعضا اين باشد که سازمان به صورت فدراسيون، چيزي کم و بيش شبيه حزب و يا اتحاديه کارگري درآيد و در واقع کميته ها ادغام شود- البته من چنين چشم اندازي را مشاهده نمي کردم- اما احساس مي کردم که اين امر ممکن است باعث بروز مشکلاتي شود. به همين دليل کميته ملي را پيشنهاد دادم که شايد در نظر اول به نظر غير دموکراتيک بيايد، اما چنين نيست. کميته ملي داراي30 عضو است که 18 نفر آنان توسط 70 سازمان بنيانگذار اتک با ساختارهاي گوناگون انتخاب شده اند و 12 نفر توسط 30 هزار عضو اتک. اين سازمان ها از جمله شامل کنفدراسيون کشاورزان، اتحاديه خدمات شهري، جنبش هاي اجتماعي نظير دغوا دوان، يا بيکاران را نيز شامل مي شود. هيچ جنبشي در اجتماع وجود ندارد که عضو بنيانگذاران اتک نباشد. ما حدس زديم که اگر تمامي اين اعضا با يک رهبري و يک برنامه عمل توافق کنند، تعادل و ثبات بيشتري به اتک خواهند داد، بنابراين چارچوبي ايجاد کرديم که به جنبش هاي کوچکتر اجازه مي داد در سطح منطقه يي آزادانه گسترش يابند. در سطح محلي شما ممکن است با پديده ورود گروه هاي سازمان داده شده سياسي که به منظور دردست گرفتن کميته هاي محلي به آن مي پيوندند روبه رو شويد، ولي آنها تاکنون موفق به انجام اين کار نشده اند، چرا که ساختار ملي ما، قدرتي براي در دست گرفتن نيست، بلکه مانعي است عليه تهاجم. روشن کردن اين نکته که تاکتيک هايي از آن نوع کارساز نيست بسيار حياتي بود.
نوامبر گذشته هيات جديدي را انتخاب کرديم، 18 نفر توسط بنيانگذاران کانديدا شدند که افراد تنها مي توانستند به اين ليست راي آري و يا خير بدهند و 12 نفر که مستقيماً توسط اعضا کانديدا و با راي آنها انتخاب شدند.از زمان بنيانگذاري در 1998، اتک نه تنها در فرانسه، بلکه همچنين به طرزي شگفت آور در خارج از فرانسه گسترش يافته است. امروزه گروه هاي اتک در تمامي اتحاديه اروپا و برخي کشورهايي که قرار است تا سال 2004 به اتحاديه اروپا بپيوندند مانند لهستان و مجارستان حضوردارند. رشد اتک به ويژه در اروپاي شمالي اعجاب آور بود، چرا که در اين منطقه اتحاديه هاي آزاد قوي حضور دارند. اتک دانمارک، سوئد، نروژ و فنلاند را درنورديد. اتک در آلمان 10 هزار عضو دارد و در ايتاليا همواره در قلب جنبش ضد جهاني سازي حضور داشته است. در 1999 اولين گردهمايي اتک اروپا را در پاريس برگزارکرديم و بعد از آن بود که شبکه خود را برپا ساختيم. در بريتانيا با يک استثنا روبه رو بوده ايم، زيرا آنجا را سازمان هاي غيردولتي قدرتمند مانند اوکس فم، دوستان زمين و وار آن وانت و همچنين سازمان ماوراي چپي موسوم به اس دبليو پي به اشغال درآورده اند. براي شکل گرفتن اتک نوع بريتانيايي بايد از پيش با اتحاديه ها و روشنفکران خارج از اين بخش تماس نزديک مي داشتيم.
علاوه بر اين اتک در کبک، آفريقا، بيشتر کشورهاي امريکاي لاتين، و ژاپن تقريباً با همان شکل فرانسه حضور يافته است. در سال گذشته همايش گروه هاي مختلف اتک در پرتوالگره برزيل برگزار شد.
اهداف اتک را چگونه مي توان تعريف کرد؟
چند ماه بعد از اينکه اتک در فرانسه شکل گرفت، من فرمولي را پيشنهادکردم که سرزبان ها افتاده بود -اتک ايتاليا آن را در اساسنامه خود آورده است. من اتک را جنبشي عملگرا براي آموزش عمومي ناميدم. انديشه آموزش عمومي انديشه يي قديمي در فرانسه است که به قرن 19 بر مي گردد. ليگ دولانسانما در سال 1866 شکل گرفت و بسياري از سازمان هايي که بعد از آن به وجود آمدند، هم اکنون در اواخر قرن بيستم از يک بحران هويتي رنج مي برند. اما ايده آن جنبش هنوز هم توانمند باقي مانده است و اين ايده يي است که اتک آن را با شرايط جهاني تطبيق داد.
در شرايط امروز، اين به چه معني است؟
اين بدان معني است که مبارزان بايد به خوبي آگاه شوند و از نظر فکري براي عمل آماده شوند. ما
نمي خواهيم که مردم بدون اينکه واقعاً دليل آن را بدانند در ميتينگ ها حضور يابند. بنابراين اعضاي اتک فعال به مفهوم فرانسوي آن نيستند ) در فرانسه فعاليت با مفهوم انگليسي آن متفاوت و بيشتر به معناي فعاليت به خاطر فعاليت به کار مي رود(. کار ما در وهله اول- ولي البته نه تا آخر- آموزشي است. اگر شما به وب سايت اتک نگاه کنيد، ليستي از کنفرانس ها، ميتينگ ها، گفت وگوها مي بينيد. براي اطمينان از اينکه اين ماموريت به خوبي انجام شود، کميته يي علمي با سطحي بسيار بالا وجود دارد که به دقت جزوات و کتاب هايي که اتک پخش مي کند را چک کرده و يا خود آنان را مي نويسد و اين يکي از دلايلي است که اتک از سطح اعتماد بسيار بالايي در نزد رسانه ها و سياستمداران برخوردار شده است.