تبليغاتX
علوم سیاسی -
۱ آبان ۱۳۸۷

رساله‌ای در باب روش

حامد زارع: روزنامه کارگزاران، شماره ۵۳۸ ۱۹، تیر ۱۳۸۷.

مسیرهای معرفت‌شناسی در سده بیستم بسیار پرپیچش و وصول به حقیقت، دشوار و دیگرگون بود. روش‌شناسی بنا شده بر بنیاد این معرفت‌شناسی‌ها نیز به تبع از انواع پرتنوع و سنخ‌های متفاوت بودند. پاسخ به سوال «چگونه دانش به دست آوریم؟» اپیستمولوژی‌های گوناگون و جواب به پرسش «چگونه دانش درست به دست آوریم؟» متدولوژی‌های مختلف را در قرن بیستم برای بشر پدید آورد. در اوایل قرن یاد شده، حلقه وین تشكیل یافت و منجر به چیرگی نگرش پوزیتیویستی و اثبات‌گرایی منطقی در مجامع علمی و محافل آكادمیك شد. این انگاره بر آن بود كه هر ادعای علمی باید شاهد عینی داشته باشد.
اما كارل پوپر استدلال آورد كه هیچ‌چیز را نمی‌توان به روش عینی و تجربی ثابت كرد. وی ابطال‌گرایی را در برابر و به جای اثبات‌گرایی نشاند و از عدم علمی بودن نظریه‌هایی كه قابل ابطال نیستند، سخن گفت. اما ماجرای علم در قرن علم بدین‌جا ختم نشد! توماس كوهن با تالیف «ساختار انقلاب‌های علمی»، روش تجربی ـ هم در وجه اثباتی و هم در وجه ابطال آن ـ را رد كرد. او انقلاب‌های علمی را سبب پیشرفت در علم دانست. «جابه‌جایی پارادایم‌ها» در نظر كوهن عامل استحكام و ابقای دیدگاه علمی بود. ولی طولی نینجامید كه مبحث و مطلب از این سخنان فراتر رفت!‌ این فراروی با كمرنگ شدن نقش مكتب اتریشی ـ انگلیسی و با فروغ فلسفه علم در فرانسه میسر شد.
میشل فوكو در دهه 60 مباحثی را مطرح كرد كه با همه آنچه پیشینیان در باب علم و پیشرفت علمی گفته بودند، در تفاوت و تفارق بود. فوكو اذعان داشت كه چیزی به نام «علم» كه حاصل «پژوهش» باشد نداریم و آنچه «دانش» را می‌سازد، «قدرت است» و نه هیچ چیز دیگر!! ناگفته پیداست كه پس از فوكو یك به‌هم‌ریختگی فلسفی پدیدار گشت تا جایی كه در دهه 80 همه‌چیز ساخته ذهن فرض شد. به بیان بهتر امری جدای از ذهن وجود ندارد كه در شناسایی و معرفت به آن كوشا باشیم و مداقه كنیم. شگفت‌آورتر آنكه چندی بعد متفكرانی مثل دلوز، «سوژه» یا فاعل شناسا را نیز به زیر سوال بردند. به این معنی كه چون هویت‌های ثابتی وجود ندارند، پس در واقع اصلا ذهن (ذهنی واحد) وجود ندارد.
این داستان تا به امروز ادامه دارد و همه مدعی صدق روش خود در وصول به حقیقت و آگاهی به اطراف و شناخت واقع امور هستند. نگارش این مقدمه بلند برای ستونی كوتاه، صرفا برای نشان دادن بزرگی و كم‌نظیری مجموعه مطالبی است كه در كتاب «روش‌شناسی علوم سیاسی» گردآوری شده است. «سیدصادق حقیقت» عضو هیات‌علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه مفید با تالیف كتاب یادشده، جهد قابل توجهی در گردآوری مجموعه‌نگرش‌ها و روش‌های تحقیق در علوم انسانی و اجتماعی و با تاكید بر علوم سیاسی به همراه پیشینه فلسفی و نگاه معرفت‌شناختی، كاری كم‌نظیر در حوزه فلسفه علم و به بیان دقیق‌تر «روش تحقیق» انجام داده است.
اثبات‌گرایی، ابطال‌گرایی، رفتارگرایی، كاركردگرایی، نوكاركردگرایی، نظریه سیستم‌ها، نظریه سیبرنتیك، جامعه‌شناسی معرفت، تاریخ‌گرایی، نوتاریخ‌گرایی، پدیدارشناسی، هرمنوتیك، ساختارگرایی، پساساختارگرایی، گفتمان، دیرینه‌شناسی، تبارشناسی و شالوده‌شكنی مجموعه‌روش‌ها و نگرش‌هایی است كه در حوزه علوم انسانی و اجتماعی جهان معاصر وجود دارد و «دكتر حقیقت» با دقتی قابل تحسین و نیز بر مبنای دیدی نقادانه و طبقه‌بندی جامع و توصیفی موشكافانه در 600 صفحه این روش‌ها را برای مخاطب فارسی‌زبان فراهم آورده است.
هركدام از مكاتب روشی یادشده، ذیل عنوان‌های فرعی همانند: تعریف، مفاهیم، پیش‌فرض‌ها، اصول، كاربرد در علوم اجتماعی، كاربرد در علوم انسانی، نقد و بررسی، ارتباط این روش با روش‌های دیگر، كارایی‌های این روش و محدودیت‌های این روش، بازكاوی گسترده‌ای می‌شوند.
ارزش اثر سترگ «سیدصادق حقیقت» آنگاه آشكار می‌شود كه در نظر داشته باشیم در علوم طبیعی با آمدن یك نظریه جدید، عمر نظریه پیشین به‌سر می‌رسد. اما در علوم انسانی با ورود یك نظریه جدید، تنها گستره تنوع روش‌شناسی‌ها، فراخ‌تر می‌شود. از این رو كتاب «روش‌شناسی علوم سیاسی» از صبغه‌ای پلورالستیك برخوردار است. چرا كه تنها در مقام توضیح روش‌ها و نظریه‌ها برآمده است و هیچ‌گونه رتبه‌بندی و ارزش‌گذاری در این بین صورت نمی‌گیرد. این رویكرد به امر پژوهش در روش‌شناسی‌ها توسط «حقیقت»، خود یك نقد به دیگر طبقه‌بندی‌های ارزشی در فلسفه علم است.
چه اینكه امروزه ما در عصر فرارفتارگرایی در علوم سیاسی و پساپوزیتیویسم در علوم اجتماعی هستیم و ویژگی اصیل و صائب این عصر، پذیرش پارادایم‌های گوناگون به صورت همزمان است. امروزه باید قائل به همزیستی همزمان فلسفه‌های علوم اجتماعی و روش‌ها بود و بدون تساهل روش‌شناختی، امكان پژوهش روان و جدی برای پژوهشگر علوم انسانی وجود نخواهد داشت.
از دیگر نكات یگانه این كتاب،‌تطبیق روش‌ها با مسائل معاصر كشور و جامعه ماست. به عنوان مثال آنجا كه در ذیل روش‌های تفهمی از هرمنوتیك نام برده می‌شود، نگاه هرمنوتیكی به متون دینی نیز بررسی می‌شود یا در جایی دیگر، به همراه بحث و بسط گفتمان در علوم سیاسی، نگرش قدرت‌محورانه به مسائل ایران، مدنظر نویسنده بوده است. عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه مفید قبل از ورود به بحث‌های روش‌شناسانه در كتاب خود به مباحثی مانند: «بحران روش‌شناسی در ایران»، «كژتابی مفاهیم»، «رابطه روش و نظریه» «روش‌شناسی و معرفت‌شناسی» و... اشاره می‌كند كه در فهم كلی كتاب موثر می‌افتد. سخن واپسین آنكه به دلیل حجم انبوه روش‌شناسی‌ها و همچنین مباحث سنگین «روش‌شناسی علوم سیاسی» یك پیش‌مطالعه جدی لازم می‌آید.
پیشنهاد نگارنده برای علاقه‌مندان به این كتاب و مباحث آن، خواندن كتاب‌های «علم چیست؟ فلسفه چیست؟» عبدالكریم سروش، «چیستی علم» سعید زیباكلام، «فلسفه سیاسی چیست؟» لئو اشتراوس و «فهم نظریه‌های سیاسی» توماس اسپریگنز قبل از پرداختن به «روش‌شناسی علوم سیاسی» سیدصادق حقیقت است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |