تبليغاتX
علوم سیاسی -

18 تیر 1387

فرهنگ سیاسی ایران

عباس مصلی نژاد: فرهنگ سیاسی ایران، فرهنگ صبا، تهران، 1386.

یکی از اصلی ترین شاخص های تاثیر گذار بر روند نوسازی، فرهنگ سیاسی است. کشورهایی همانند ایران که از فرهنگ سیاسی پیچیده و در هم تنیده ای برخوردارند، در روند توسعه با مشکلاتی رو به رو می شوند. در هم تنیدگی لایه های مختلف فرهنگ سیاسی یکی از عوامل اضطراب ها و هیجانات سیاسی در حوزه های جغرافیایی و کشورهای در حال توسعه است.

هنگامی که واحدهای سیاسی در روند نوسازی قرار می گیرند، موضوعاتی از جمله هویت و مشروعیت از اهمیت ویژه ای برخوردار می شوند. به این ترتیب، موضوع اصلی سیاست در ایران را باید بر اساس شاخص هایی از جمله « هویت سیاسی » (Political Identify) مورد ملاحظه قرار داد. کشورهایی که از تجانس اجتماعی، تعادل سیاسی و همگونی فرهنگی برخوردار باشند، در روند نوسازی هزینه های کمتری پرداخت می کنند. زیرا نگرش عمومی گروه های اجتماعی منجر به ایجاد شکل خاصی از کنش سیاسی می شود. شواهد حاکی از آن است که فرهنگ سیاسی عامل اصلی انسجام سیاسی، همبستگی اجتماعی و رفتار برنامه ریزی شده حکومتی می باشد. همچنین این امر می تواند مخاطرات سیاسی و ساختاری را به وجود آورد.

با توجه به نقش فرهنگ سیاسی در ساختار حکومتی کشورهای مختلف از جمله ایران، می توان گفت که ظهور نا آرامی های داخلی، جدال های سیاسی و شورش های اجتماعی، پیوند بسیار زیادی با ساختار و کیفیت فرهنگ سیاسی کشورها دارد. « لوسین پای » (Lucien Pye) بر این اعتقاد است که در یک نظام سیاسی نسبتا با ثبات که تمامی ساخت ها، نهادها و فرایندهای سیاسی به تقویت و حمایت از یکدیگر تمایل دارند، فرهنگ سیاسی یکپارچه ای وجود دارد. انسجام و یکپارچگی در فرهنگ سیاسی عامل اصلی همگونی و هماهنگی در سمت گیری رفتار شهروندان است. در این گونه جوامع، رهبران سیاسی نیز از هماهنگی، همخوانی و تجانس برخوردارند.

اگرچه جامعه ایران طی نیم قرن گذشته دچار تغییرات دمو گرافیک و همچنین دگرگونی های اجتماعی بسیار گردیده، اما شواهد نشان می دهند که بسیاری از شاخص های فرهنگ سیاسی ایران همچنان تداوم یافته و در برخی از مواقع بازنمایی شده است. این امر بیانگر جلوه هایی از « تغییر و تداوم » (Changing and continuity) فرهنگ سیاسی در ایران می باشد. درک موضوعاتی از جمله ساخت های سیاسی و فرایندهای سیاسی بدون توجه به فرهنگ سیاسی از مطلوبیت لازم برخوردار نیست. به همین دلیل است که برای شناخت ساختار و فرایندهای سیاسی در ایران لازم است تا شاخص های فرهنگ سیاسی ایران مورد بررسی قرار گیرد.

در بسیاری از کشورها شاهد شکل گیری دو نوع فرهنگ سیاسی می باشیم. به عبارت دیگر، فرهنگ سیاسی حکومت متمایز از فرهنگ سیاسی شهروندان یا گروه های عمومی است. این امر بیانگر آن است که جلوه هایی از عقلانیت و غریزه تجمع و تداوم در فرهنگ سیاسی حکومت وجود دارد، در حالی که غرایزی که منجر به کنش اجتماعی و سیاسی می شود، عمدتا مبتنی بر قالب های هیجانی و عاطفی است. اما در ایران شرایط کاملا متفاوتی وجود دارد و می توان شاهد نشانه هایی از کنش های عاطفی – هیجانی از سوی تمامی مجموعه های حکومتی و اجتماعی بود.

در کشورهای غربی، فرهنگ سیاسی نخبگان شامل ایستارها و الگوهای رفتاری گروه هایی می باشد که در درون نظام سیاسی و از طریق تناوب قدرت به انجام نقش های متنوعی مبادرت می ورزند. به این ترتیب، فرهنگ سیاسی نخبگان، طیف گسترده ای از گروه ها را در بر می گیرد که هدایت امور عمومی کشور را عهده دار می باشند. از سوی دیگر، نخبگان سیاسی می توانند در تغییر و سازماندهی فرهنگ سیاسی شهروندان، تاثیرات ویژه ای بر جای گذارند. در حالی که فرهنگ سیاسی ایران، شاخص های کاملا متفاوتی را دارا می باشد.

به طور کلی، فرهنگ سیاسی از قانون « ظروف مرتبطه » پیروی می کند. تغییر در یک حوزه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به سار حوزه ها نیز منتقل می شود. به همین دلیل است که می تواند نشانه هایی از انتقال موضوعات اجتماعی و فرهنگی را در ساخت ها و نهادهای ایرانی مشاهده نمود. به این ترتیب، هر موضوع فرهنگی اثر خود را به سایر حوزه های فرهنگی و نیز نهادهای سیاسی منتقل می کند.

به این ترتیب، پوپولیسم سیاسی آثار و عواقب خود را در ساختار حکومتی و فرایندهای اجتماعی ایران بر جای می گذارد. سقوط و افول بسیاری از نخبگان سیاسی در ساختار قدرت ایران را می توان ناشی از ایجاد فاصله بین فرهنگ سیاسی توده ها و گروه های اجتماعی با نحبگان سیاسی دانست. بر اساس چنین فرضیه ای تناوب قدرت در ایران قابل تفسیر خواهد بود. شواهد تاریخی نشان می دهند که رهبران سیاسی لیبرال و مجموعه هایی که در چارچوب تمایز ساختاری و همچنین تمایز فرهنگ سیاسی نخبگان با گروه های اجتماعی قرار می گیرند، بعد از مدت محدودی موقعیت سیاسی و اجتماعی خود را از دست می دهند.

تحلیل گران غربی، به ویژه « دانیل لرنر » ((Daniel Lerner در کتاب « گذار از جامعه سنتی » چنین وضعیتی را ناشی از توسعه نیافتگی می دانند. تحلیل فرهنگ، ساختار و کنش سیاسی ایران بر اساس نگرش غرب محور که در تئوری های نوسازی نهادینه شده اند، نمی تواند کارایی چندانی داشته باشد. در واقع، هر کشوری سرنوشت خود را دارا می باشد.

فرهنگ سیاسی ایران در دوره های مختلف بازنمایی شده است و در هر دوره تجارب جدیدی به دست آورده اند. در نتیجه کشوری با تاریخ سیاسی و اجتماعی کهن، طبعا از فرهنگ سیاسی تراکمی و انباشتی برخوردار است. مولفه های یاد شده نشان می دهند که تحلیل فرهنگ سیاسی ایران بر اساس شاخص های مورد نظر تئوری پردازان نوسازی امکان پذیر نیست. هر کشوری دارای ویژگی های اجتماعی و فرهنگی خاص خود است. شاید به همین دلیل است که آنچه محققانی همچون « گابریل آلموند » ((Gabriel Almond و « گراهام پاول » (Graham Powell) در تقسیم انواع مختلف فرهنگ سیاسی ارائه داده اند، با شاخص های اجتماعی و فرهنگی ایران همخوانی و هماهنگی چندانی نخواهد داشت.

ایران شکل خاصی از فرهنگ سیاسی را دارا است که فاقد شاخص ها و ویژگی های تبیین شده در تئوری های « فرهنگ سیاسی محدود »، « تبعی » و « مشارکتی » است. شاخص های عمومی فرهنگ سیاسی ایران مبتنی بر ترکیبی از سه شکل بندی یاد شده است. سنت های تاریخی، هویت های فروملی، فضای جغرافیایی، ویژگی « روانشناسانه خود جمعی شده ایرانی »، ارتباطات جهانی و فرآیندهای نوسازی، بر فرهنگ سیاسی ایرانی تاثیری پایدار به جا گذاشته است. این مولفه ها بنیادهای فرهنگ سیاسی ایران را باز نمایی می کنند.

فرهنگ را باید زیربنای ساختار و کنش سیاسی در ایران دانست. شواهد نشان می دهند که تجارب تاریخی، ادراک اجتماعی را به وجود می آورد. بر اثر شکل گیری ایستارهای فرهنگی و اجتماعی، زمینه برای ظهور نوع خاصی از کنش میان فردی، اجتماعی و تعامل سیاسی ایجاد می شود.

استمرار خارق العاده شاخص های فرهنگی ایران بیانگر تجربه ملی بسیار طولانی و تاریخی این کشور می باشد. اسطوره های ذهن ایرانی از دوران گذشته به گونه مشهودی بازنمایی گردیده اند. ناامنی های سیاسی و اسغال ایران توسط نیروهای خارجی منجر به پیچیده تر شدن رفتار و فرهنگ سیاسی ایران شده است. در این ارتباط می توان نشانه های استمرار در فرهنگ سیاسی را مورد ملاحظه قرار داد. شاخص های اصلی فرهنگ سیاسی ایران را باید مبتنی بر عدم اعتماد، مقاومت خاموش، افراط کاری، بیگانه ترسی، رسالت گرایی، هیجان عاطفی، روح قیامت نگر و خطر پذیری رمانتیک در کنش سیاسی و بین المللی دانست.

این گونه شاخص ها در عرصه های مختلف فرهنگ و رفتار سیاسی ایران وجود دارد. برخی از این موارد را می توان در حوزه روابط و فرهنگ میان فردی مورد ملاحظه قرار داد. نشانه های فرهنگ سیاسی ایران در عرصه های روابط اجتماعی و همچنین کنش سیاست داخلی و خارجی شکل می گیرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |